خنده هایت

بر گلوگاه زمان، تیر توقف میزد

و در باغ احساس من و تو

چمن هر کجا که دلش خواست می رویید

 و در گلدانک عاشقانه ام،

شکوفه های بلوغ می جنبید ...

 حال جای جای کوچه باغ خاطره

از  افعال گذشته

جرعه ی افسوس

به خورد این نیمه ی پنهان میدهد ...

هما