راوی قصه های شب
روشن دلی هست اینجا
رنگ باخته در دنیای تاریکش
رنگ های تنهایی
تنفس
مثال یک دختر
پنجره های شب را او
هر روز
به دیده میشاند
سالهاست
هر سحر
نسیم
شاخه های نور
هدیه های مهر ...دختر خدا
برای او می آرد
ولی راوی قصه های شب
آشتی نمیکند...
هما![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۳۰ ساعت 12:53 توسط هما
|
و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد و در ابتدای درک هستی و آلوده زمینی و ناتوانی این دست های سیمانی ...