جایی برای فریاد میخواهم...
تصور میکنم
در فراسوی آرامشی عجیب
پرتگاهی است
که آنجا فریاد میزنم
و لحظه لحظه های خاطرم
میرود به ژرفای
دره ی عدم....
هما
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۲۵ ساعت 22:6 توسط هما
|
در فراسوی آرامشی عجیب
پرتگاهی است
که آنجا فریاد میزنم
و لحظه لحظه های خاطرم
میرود به ژرفای
دره ی عدم....
هما
و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد و در ابتدای درک هستی و آلوده زمینی و ناتوانی این دست های سیمانی ...